تبليغاتX
دفــتر دل
 

يا كريم اهل بيت(ع)

پیشوای دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده علی (ع) با دختر گرامی پیامبر اسلام (ص) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.

حسن بن علی ع از دوران جد بزرگوارش چند سال بیشتر درک نکرد زیرا او تقریبا هفت سال بیش نداشت که پیامبر اسلام بدرود زندگی گفت.

پس از درگذشت پیامبر (ص) تقریبا سی سال در کنار پدرش امیر مؤمنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت علی (ع) (در سال 40 هجری) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجری با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگی به شهادت رسید و در قبرستان «بقیع» در مدینه مدفون. گشت.

بخشش بي نظير

حسن بن علی (ع) تمامی توان خویش را در راه انجام امور نیک و خداپسندانه، به کار می‏گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می‏بخشید. مورخان و دانشمندان در شرح زندگانی پرافتخار آن حضرت، بخشش بی سابقه و انفاق بسیار بزرگ و بی نظیر ثبت کرده‏اند که در تاریخچه زندگانی هیچ کدام از بزرگان به چشم نمی‏خورد و نشانه دیگری از عظمت نفس و بی اعتنایی آن حضرت به مظاهر فریبنده دنیا است. نوشته‏اند:

«حضرت مجتبی (ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم کرده و نصف آن را برای خود نگهداشت و نصف دیگر را در راه خدا بخشید.»

نكته آموزنده

امام مجتبی (ع) گاهی مبالغ قابل توجهی پول را، یکجا به مستمندان می‏بخشید، به طوری که مایه شگفتی می‏شد. نکته یک چنین بخشش چشمگیری این است که حضرت مجتبی (ع) با این کار برای همیشه شخص فقیر را بی نیاز می‏ساخت و او می‏توانست با این مبلغ، تمام احتیاجات خود را برطرف نموده و زندگی آبرومندانه‏ای تشکیل بدهد و احیاناً سرمایه‏ای برای خود تهیه نماید. امام روا نمی‏دید مبلغ ناچیزی که خرج یک روز فقیر را بسختی تامین می‏کند، به وی داده شود و در نتیجه او ناگزیر گردد برای تامین روزی بخور و نمیری، هر روز دست احتیاج به سوی این و آن دراز کند.

فرياد رس محرومان

در آیین اسلام، ثروتمندان، مسئولیت سنگینی در برابر مستمندان و تهیدستان اجتماع به عهده دارند و به حکم پیوندهای عمیق معنوی و رشته‏های برادری دینی که در میان مسلمانان بر قرار است، باید همواره در تامین نیازمندی‌های محرومان اجتماع کوشا باشند. پیامبر اسلام (ص) و پیشوایان دینی ما، نه تنها سفارش‌های مؤکدی در این زمینه نموده‏اند، بلکه هر کدام در عصر خود، نمونه برجسته‏ای از انساندوستی و ضعیف نوازی به شمار می‏رفتند.

پیشوای دوم، نه تنها از نظر علم، تقوی، زهد و عبادت، مقامی برگزیده و ممتاز داشت، بلکه از لحاظ بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان و درماندگان نیز در عصر خود زبانزد خاص و عام بود.

وجود گرامی آن حضرت آرام بخش دلهای دردمند، پناهگاه مستمندان و تهیدستان، و نقطه امید درماندگان بود. هیچ فقیری از در خانه آن حضرت دست خالی برنمی‌گشت. هیچ آزرده دلی شرح پریشانی خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمی‏کرد، جز آنکه مرهمی بر دل آزرده او نهاده می‏شد. گاه پیش از آنکه مستمندی اظهار احتیاج کند و عرق شرم بریزد، احتیاج او را برطرف می‏ساخت و اجازه نمی‏داد رنج و مذلت سؤال را بر خود هموار سازد!

«سیوطی» در تاریخ خود می‏نویسد: «حسن بن علی» دارای امتیازات اخلاقی و فضائل انسانی فراوان بود، او شخصیتی بزرگوار، بردبار، باوقار، متین، سخی و بخشنده، و مورد ستایش مردم بود.

 


 

نوشته شده توسط حکیمی در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 ساعت 15:45 موضوع | لینک ثابت


شميم رحمت

سلام بر ماهي كه روزها بر آن فخر نفروشند و سر افرازي نكنند، ,ماه سرافرازي و خاكساري روح و تن، ماه دستهاي خواهش بر آستان نيايش,

ماه گامهاي به عاشقي رهسپار، ماه چشمهاي اشك بر پيشگاه خشيت خدا.

سلام بر ماه صبورى مؤمنان و ماه مؤمنان صبور، ماه راز و نماز، ماه حاجات و مناجات، ماه يقين، ماه كتاب مبين. سلام بر ماه شور شوكت ايمان و روح رحمت رحمان.

رمضان، ماه ميعاد است و گاه ياد: ميعاد با معبود و گاه حضور در هميشه نور؛ ماه گذشتن و رسيدن: گذشتن از خويش و رسيدن به خويش، ماه شكيبايى تن و شادمانى جان.

روضه رمضان، بهار جانهاست و طراوت ايمانها. دل از عطش ديدار.بي تاب است و جان از چشمه ساز نيايش سيراب.

روضه رمضان، فصل سر سبز جان مؤمن است. فصل شكفتن، از نو شكفتن، ديگر گونه شكفتن، فصل جوانه زدن و جوان شدن.

شميم خوش ماه مبارك رمضان در ميرسد و فضاي سراسر معنويت این دیار را عطرآگين ميسازد.

ماه مبارك صيام در ميرسد و صائمين براي مبارزه با نفس غدّار، خود را مسلح به سلاح روزه نموده، امساك را پيشة خويش ميسازند.

الهي، اي كه بر فقر ايمانم پرده پوشاندي و همچون ديگر مدعوين مقرّب درگاهت، منّت گذاردي تا از خوان گستردهات اطعام يابم و در راه رمضانيشدن ساعي گردم، پيشاني سپاس بر سجدهگاه دل فرود آورده، چشمان را در راه رؤيت آيات بيكرانت از اشك شوق و حسرت تطهير نموده، اشكبار ميسازم.

زمينه هاي مناسب آمرزش در ماه مبارك رمضان

در اين ماه تمامي شرايط براي آمرزش و برخورداري از لطف و رحمت خداوند فراهم است و بر همة مومنان فرض است كه از اين فرصت بي بديل به بهترين وجهي بهره برداري كند و ما در اين بخش از نوشتار خود به برخي از زمينه هاي مساعد آمرزش در ماه رمضان اشاره مي كنيم:

1. باز بودن درهاي رحمت و بسته بودن درهاي غضب الهي

رسول گرامي اسلام(ص) در خطبه شريف شعبانيه كه در آستانه ماه مبارك رمضان ايراد فرموده اند خطاب به مسلمانان مي فرمايند:

«ايهاالناس ان ابواب الجنان مفتحه فاسألوا ربكم ان لا يغلقها عليكم و ابواب النيران مغلقه فاسألوا ربكم ان لايفتحها عليكم...: اي مردم همانا ]در اين ماه[ درهاي بهشت باز است پس بخواهيد از پروردگارتان كه آنها را برشما نبندد و درهاي آتش بسته است پس بخواهيد از پروردگارتان كه آنها را بر شما نگشايد...»[1]

با عنايت به اين جملات، براستي آيا زماني بهتر از ماه مبارك رمضان براي برخورداري از نسيم رحمت الهي و آمرزش بيكران پروردگار مي توان به دست آورد. موقعيتي كه بهشت آغوش گشوده تا مهربانانه طالبان خويش را در آغوش كشد و از نعيم بي حد و مرز خود آنان را بهره مند سازد و از ديگر سو جهنم درهاي خشم و غضب خود را بسته و همان گونه كه آتش نمرودي بر ابراهيم(ع) سرد و سلامت گرديد، آتش قهر جهنم نيز بر گنهكاران پشيمان و آمرزش طلب سرد و سلامت است؟!

2. دربند بودن شياطين

     آدمي در مسير حركت به سوي كمال و قرب پروردگار با موانع بسياري مواجه است كه يكي از اين موانع كه بواقع مانعي اساسي نيز محسوب ميگردد، وجود دشمني سرسخت و حسود بنام «شيطان» است كه بنا به نقل قرآن كريم از روز نخست خلقت آدم(ع) كمر به گمراهي اولاد آدم(ع) بسته و در جاي جاي اين كتاب آسماني از او بنام «عدو مبين» ياد شده و با وجود چنين دشمن عنودي براستي حركت در صراط مستقيم بسي مشكل و طاقت فرساست مگر آنكه دست لطف الهي ياريگر آدمي گردد.

و يكي از الطاف الهي در ماه مبارك رمضان بر انسان مستغفر، در غل و زنجير بودن اين خصم پليد و اعوان و انصارش ميباشد كه در نتيجه آدمي آزادانه و بدون برخورد با اين موانع صعب و سخت ميتواند به سوي خداوند رجوع كرده و آمرزش بخواهد و به صراط عبوديت بازگردد، همانگونه كه در خطبه شعبانيه از قول نبي مكرم اسلام(ص) مي خوانيم:

«... و الشياطين مغلوله فاسألوا ربكم ان لا يسلطها عليكم:

]و در اين ماه[ شياطين در غل و زنجيرند پس بخواهيد از پروردگارتان كه آنها را بر شما مسلط نگرداند».[2]

3. اجابت دعا

      يكي از بهترين نعمتهاي الهي براي ما آدميان همين اجازه اي است كه خداوند به ما داده تا با او سخن بگوئيم و نيازها و خواست هاي خود را از او درخواست نمائيم. خداوند عزيز در اين جهت نه تنها اجازه فرموده، بلكه اصولاً امر فرموده و ترك دعا را موجب محروميت از توجه خودش به ما اعلام داشته. همچنانكه در آخرين آيه سوره مباركه فرقان به اين مطلب تصريح شده است:

«قل ما يعبوا بكم ربي لولا دعاوكم: بگو اگر دعاي شما نباشد پروردگار من به شما عنايتي نخواهد كرد.»

و آمرزش خواهي از خداوند، يكي از مهمترين حاجت هاي هميشگي آدمي بوده است و از آنجا كه دعاي روزه دار در اين ماه شريف به طور قطع و يقين مورد اجابت خداوند است فلذا چه فرصتي بهتر از ماه رمضان براي برخورداري از آمرزش آنهم از طريق دعاهاي مستجاب؟! و ناگفته نماند كه اگرچه دعا نمودن در همه حال و اوقات ارزشمند بوده و امكان پذير است ولي آنچه مسلم است اين عمل خداپسندانه در پاره اي از اوقات از فضيلت بيشتري برخوردار بوده و به اجابت مقرون تر است كه يكي از اين اوقات «ماه مبارك رمضان» است كه في الواقع شريفترين اوقات و فرصت ها براي دعا كردن ميباشد و رسول خدا(ص) در اين خصوص مي فرمايند: «و هو شهر دعيتم فيه الي ضيافه الله... و دعاؤكم فيه: و ماه رمضان ماهي است كه خوانده شده ايد در آن به سوي مهماني خداوند... و دعاهاي شما در آن مورد اجابت است.».[3]

4. توفيق سحرخيزي

    توبه و بازگشت به سوي خداوند و طلب عفو و آمرزش امري است كه در هر ساعت از شبانه روز انجام پذير است ولي بدون شك و ترديد سحرگاهان و آنگاه كه چشمهاي مردمان در خواب است و عالم را سكوت و سكون فرا گرفته، بهترين فرصت براي اين امر عظيم است و توبه در اين وقت از همه اوقات ديگر بيشتر مورد رضاي پروردگار و مقبوليت آن ذات مقدس قرار دارد چرا كه از هرگونه شائبه ريا و دورويي بدور است و از همين رو در قرآن كريم از «توبه كنندگان در سحرگاهان»[4]تجليل شده و اعلام گرديده كه اينان مورد لطف خداوند قرار دارند. ولي با اينهمه بايد به اين حقيقت اعتراف كنيم كه بسياري از ما بنا به دلائل گوناگون و بهانه هاي درست و نادرست در طول ايام و ليالي سال اين توفيق سحرخيزي و تهجد را از كف مي دهيم و باب رحمت الهي را بر خود مي بنديم!! و در ارزش ماه مبارك رمضان همين بس كه در اين ماه عزيز براي آنانكه اهل تهجد و شب زنده داري نيستند بالاجبار فرصتي فراهم ميشود تا تهجد و سحرخيزي و برخورداري از نسيم لطف و رحمت خداوند را در طول يكماه تجربه كنند و از آمرزش خداوند در اين اوقات بهره مند گردند.

فلذا بر انسان گنهكار فرض است كه قدر سحرهاي اين ماه شريف را به نيكي دانسته و فرمان الهي را كه ميفرمايد «يا ايهاالذين امنوا توبو الي الله توبه نصوحا... اي گروهي كه ايمان آورديد توبه كنيد بسوي خدا توبه كردني كه نصوح باشد»،[5] گردن نهاده و با عزمي مردانه به سوي خداوند و رحمت و مغفرتش بازگشت نمايد كه كليد تمامي سعادت ها در همين استغفار سحرگاهان و آمرزش خواهي نيمه شب قرار دارد كه حافظ عليه الرحمه فرمود:

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ

از يمن دعاي شب و ورد سحري بود

از آنچه آورده شد، اين مطلب به دست مي آيد كه ماه مبارك رمضان براي كسي كه در اثر غفلت و فراموشي آلوده به معاصي گرديده و طالب زدودن زنگار گناه از لوح دل و جان خويش است نيكوترين زمان است و بهترين فرصت و آنكه در اثر كثرت گناهان، مهر سياهي و بيچارگي بر پيشاني اش خورده، چنانچه اين فرصت ارزشمند را از دست دهد جز هلاكت بهره اي نخواهد داشت، كه پيامبر اكرم(ص) در خطبه شريف شعبانيه فرمود:

«فان الشقي من حرم غفران الله في هذاالشهر العظيم: شقي و بدبخت كسي است كه محروم گردد از آمرزش خداوند در اين ماه بزرگ».[6]


 


[1] - خطبه شعبانيه رسول اكرم(ص)

[2] - همان

[3] - همان

[4] - آل عمران/81

[5] - تحريم/8

[6] - خطبه شعبانيه رسول اكرم(ص)

 

 

 


 

نوشته شده توسط حکیمی در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 8:37 موضوع | لینک ثابت


به مناسبت عید ولایت

 

 

 

عيد سعيد غدير خم

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.

             الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِْسْلامَ

امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. (سوره مائده آيه 3.)

داستان غدير خم

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.

نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله  نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز

شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.

 رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر  كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند.  سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه:‌ «امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.

سنديت واقعه غدير خم

مرحوم علامه امينى در کتاب الغدير خود نام راويان حديث غدير را به ترتيب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت:
در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر
، در ميان تابعين 84 نفر، در ميان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر، در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر، در ميان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر، در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر، در ميان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر، در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر، در ميان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر، در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر، در ميان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر، در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر، در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر.

حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذى، «مسند احمد» و در «مستدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نيشابورى به مضامين مختلف ذکر شده است.

مفهوم عيد

هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصاً شيعيان عيد شمرده اند. لغويون عيد را از مشتقات ماده "ع و د" به معناي بازگشت مي دانند و در  نوروز بازگشت حيات را به پيكر سرد گرامي مي دارند، حياتي كه در هجوم خزان به سردي مي گرايد و در بيداد سرماي زمستان تا مرز نيستي پيش مي رود تا آنجا كه  گويي هرگز نبوده است. 

در مقام تطبيق اين نكته با موازين مكتبي و مذهبي بايد گفت عيد آدمي بزرگداشت بازگشت حيات معنوي انسان است. در چنين باوري نوروز انسان روزي است كه وي به خويشتن باز گردد و گمشده اش را دريابد. مثلاً در ماه مبارك رمضان آدمي بعد از سي روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصي هاي وجودش را ذوب مي كند تا عبوديت ناب در آن تجلي كند و آنگاه عيد فطر است. پس عيد اسلامي بازگشت حيات است و تعيين آن بر عهده شرع اقدس. غدير بنا بر اين تفسير هر دو شرط را دارد يعني هم بازگشت به خويشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدير بازگشت حيات دوباره اسلام است، علاوه اينكه عيد غدير تشريع هم شده است.

در زير به نمونه هايي از رواياتي كه غدير را عيد شمرده اند اشاره مي شود  :

فرات بن ابراهيم كوفي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه ايشان به نقل از پيامبر اكرم فرمودند :يوم غدير خم افضل اعياد امتي ؛روز غدير بزرگترين عيد امت من است .حسن بن راشد مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم: غير از عيد فطر و قربان براي مسلمانان عيد ديگري هم هست؟ فرمودند: بلي و اين عيد از آن دو عيد ديگر با فضيلت تر است .گفتم كدام روز است ؟فرمود: روز هيجدهم ماه ذي حجه عيد غدير خم .عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالي انجام دهيم؟ فرمودند: روزه بگيريد بر محمد و آلش صلوات بفرستيد ...... يقين بدانيد انبيا عليهم السلام روزي كه وصي خود را نصب مي كردند امر مي كردند كه آن روز  را جشن بگيرند.

 وقتي به سيره ائمه و پيامبر اكرم مراجعه مي شود در مي يابيم كه پيامبر و  امير مؤمنان و ساير ائمه با روز غدير به عنوان يك عيد برخورد كرده و  مسلمانان را به تبريك و تهنيت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن عليه السلام روز عيد غدير در كوفه مهماني بزرگي برپا مي داشتند.

 امام علي با فرزندان و گروهي از پيروانش بعد از نماز براي شركت در مجلس  به منزل امام حسن عليه السلام مي رفتند .و پس از اتمام مهماني امام حسن عليه السلام  هدايايي به مردم اعطا مي فرمود .لذا اين حركت امام حسن عليه السلام موجب شد مردم به روز عيد غدير عادت كنند.

اعمال غدیر

 حادثه غدير حادثه بزرگي است و عيد غدير عيدي بزرگ و شايد شريفترين عيد مسلمانان است. در بيان ائمه عليهم السلام براي اين روز بزرگ اعمالي وارد شده است كه به برخي از آنان اشاره مي شود:
1. تحكيم بيعت با ولايت

 همانگونه كه پيامبر اكرم بعداز نصب امام علي عليه السلام به امامت مسلمين به جماعت مسلمانان امر كرد كه با او بيعت كنند در سالروز آن حماسه جاويد پيامبر تجديد آن بيعت سفارش شده است. لذا زيارت اميرالمومنين و ساير ائمه مستحب است. به همين منظور ادعيه زيادي نيز وارد شده است.
2. اظهار سرور و شادماني

 در وصف شيعه و شيعيان گفته شده است كه به شادي ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است كه عيد غدير شادي بخش ترين عيد ائمه است و شادماني شيعه در اين روز فرض است و هارون گويد در روز هيجدهم ذيحجه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم كه فرمود: حقا كه روز غدير روز عيد فرح و سرور است .در روز عيد غدير اظهار فرح و  امير المومنين علي عليه السلام نيز فرمودند :
 در روز عيد غدير اظهار فرح و شادماني کنید
و برادران مسلمان خود را نيز شاد گردانيد.
3. مصافحه كردن

 مصافحه يا دست دادن از آداب اسلامي است و در روز عيد غدير به آن تاكيد بيشتري شده است. امام علي عليه السلام فرمودند: روز عيد غدير هنگامي كه  يكديگر را ملاقات مي كنيد با هم مصافحه کنید.
 
ذكر مخصوص اين روز نيز هنگام مصافحه سفارش شده است؛ الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایت اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام .ترجمه سپاس خداي را كه ما را از جمله درآويختگان به ولايت اميرالمؤمنين علي و ائمه عليهم السلام قرار داد.

4. پيمان اخوت و برادري

 از برنامه هاي اسلام ايجاد اخوت و برادري است. و به همين منظور پيامبر اكرم بين مسلمانان مهاجرين و انصار پيمان برادري بست و با پيمان اخوت علي را با خويش برادر نمود و در برخي از زيارات كه خطاب به پيامبر مي خوانيم: السلام عليك و علي اخيك علي بن ابيطالب عليه السلام يعني سلام بر تو و برادرت علي اشاره به همين برادري است .پيمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدير است و صيغه مخصوصي دارد كه در مفاتيح الجنان آمده است.
5.  احسان و انفاق

احسان و انفاق از دستورات ويژه اسلامي است. اما در ايام بزرگ مثل عيد غدير بر  آن تأكيد بيشتري شده است. در سيره امام حسن عليه السلام است كه ايشان روز عيد غدير مهماني مي داد و شخص  امام علي عليه السلام نيز در آن مراسم شركت مي كرد .
6. صله رحم

صله رحم از پسنديده ترين آداب اسلامي است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تأكيد فراوان نموده است. اما در روز عيد غدير بر اين نكته سفارش بيشتري شده است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: از كارهايي كه در روز عيد غدير مستحب است صله رحم است.
7.  رفع حاجت مؤمنان

رفع حاجت مومنان از جمله اعمالي است كه اسلام براي آن ارزش خاصي قائل شده  است و ائمه آن را از چند طواف برتر مي دانند. در روز غدير اين عمل فضيلت بيشتري دارد. امام علي عليه السلام فرمودند :
كسي كه مؤمنان را در روز غدير تكفل كند نزد خداي متعال من ضامنش هستم  كه از كافر شدن و پريشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مؤمنان سبب عاقبت به خيري است .
8. غسل كردن و لباس نو پوشيدن

امام صادق عليه السلام فرموده اند در روز عيد غدير پاكيزه ترين لباسهاي خود را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوي حاصل مي شود و با نظافت طهارت ظاهري.
9.  تشكيل اجتماع

در روز عيد غدير به جهت يادآوري روزي كه پيامبر به امر خداوند علي عليه السلام را به امامت امت اسلامي نصب كرد، بجاست در مراكز گوناگون گرد آييم و به ياد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشيم. ائمه سفارش كرده اند كه به جهت يادآوري مقام محمد صلوات الله عليه و آل او عليهم السلام اجتماعات تشکیل بشود , خود نيز از اين گونه اجتماعات برپا مي داشتند.

10.  دعا روزه و عبادت

روزه و دعا از اعمالي است كه در همه اعياد مورد سفارش و تأكيد است خاصه در روز عيد. غدير حسن بن راشد گويد: از امام صادق عليه السلام درباره عيد غدير پرسيدم و حضرت فرمود: اين عيد از عيد قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگيريد و بر محمد و آلش زياد صلوات بفرستيد.

 

يادى از نويسنده «الغدير»

نام علامه امينى قدّس ‏سرّه، و كتاب گرانسنگ او «الغدير» پيوند ناگسستنى با موضوع ولايت اميرمؤمنان على عليه ‏السلام پيدا كرده است و همانند واقعه غدير در تاريخ جاودان شده است و اينهمه نبوده است مگر به خاطر صفا، اخلاص و ارادت بى ‏نظير او به اهل ‏بيت عصمت و طهارت، عليهم ‏السلام، بويژه مولاى متقيان على، عليه ‏السلام، در ايام عيد ولايت ياد اين شيفته ولايت را نيز گرامى مى ‏داريم.

وبلاگ دفتر دل عید غدیرخم، روز اکمال دین و اتمام نعمت را به دلدادگان کوی ولایت و امامت تبریک می گوید.

 


 

نوشته شده توسط حکیمی در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت


بمناسبت شهادت امام باقر(ع)

 

 

 

« محبت به برادر دينی »

يكى از دوستان امام باقر (عليه السلام) به نام ابى عبيده مى‏گويد:

در سفر، رفيق و همراه، امام باقر (عليه السلام) بودم.در طول سفر هميشه نخست من سوار بر مركب مى‏شدم و سپس آن حضرت بر مركب خويش سوار مى‏شد. (و اين نهايت احترام و رعايت حرمت بود) .

زمانى كه بر مركب مى‏نشستيم و در كنار يكديگر قرار مى‏گرفتيم، آن چنان با من گرم مى‏گرفت و از حالم جويا مى‏شد كه گويى لحظاتى قبل در كنار هم نبوده‏ايم ودوستى را پس از روزگار دورى جسته است.

به آن حضرت عرض كردم:

اى فرزند رسول خدا! شما در معاشرت و لطف و محبت به همراهان و رفيقان به گونه‏اى رفتار مى‏كنيد كه از ديگران سراغ ندارم، و براستى اگر ديگران دست كم در اولين برخورد و مواجهه، چنين برخورد خوشى با دوستانشان داشته باشند، ارزنده و قابل تقدير خواهد بود.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: آيا نمى‏دانى كه مصافحه (نهادن دست محبت در دست دوستان و مؤمنان) چه ارزشى دارد؟ مؤمنان هر گاه با يكديگر مصافحه كنند و دست دوستى بفشارند، گناهانشان همانند برگهاى درخت فرو مى‏ريزد و در منظر لطف خدايند تا از يكديگر جدا شوند. (1)

علاوه بر اين، محبت به دوستان و برادران دينی مظاهر مختلفی در سخنان حضرت داشته است، زمانی که فرمود:

دعايى كه بيشتر اميد اجابت آن مىرود و زودتر به اجابت مىرسد، دعا براى برادر دينى است در پشت سرِ او،(2) و چنين بیان داشت که: مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمي دهد ، از او دريغ نمي کند ، و به او گمان بد نمي برد .(3) و به دوستانش توصیه فرمود که :

با منافق با زبانت مدارا کن ، و مؤمن را از دل دوست بدار ، و اگر با يهودی نيز
همنشين شدی ، خوشرفتاری کن .(4)

و در نهایت یکی از مهمترین کارهای مومن  را هميارى مالى با برادر (دينى) بر شمرد.(5)

( برگرفته از کتاب " زندگى سياسى امام باقر(عليه السلام)" ، تألیف : احمد ترابى )


وبلاگ دفتر دل هفتم ذی الحجه سالروز شهادت

امام مومنان و پنجمین پیشوای عطوف شیعیان،

امام محمد بن علی الباقر(علیهما السلام)

را به شما دوست عزیز تسلیت عرض می کند.

..........................................................................................................................

پاورقیها : 

1 ـ عن ابى عبيدة قال: كنت زميل ابى جعفر (علیه السلام)  و كنت ابدا بالركوب ثم يركب هو، فاذا استوينا سلم و ساءل مساءلة رجل لا عهد له بصاحبه و صافح، قال: و كان اذا نزل نزل قبلى فاذا استويت انا و هو على الأرض سلم و ساءل مساءلة من لا عهد له بصاحبه، فقلت: يا ابن رسول الله انك لتفعل شيئا ما يفعله من قبلنا، و ان فعل مرة لكثير، فقال: اما علمت ما فى المصافحة، ان المؤمنين يلتقيان فيصافح احدهما صاحبه فما تزال الذنوب تتحات عنهما كما يتحات الورق عن الشجر و الله ينظر اليهما حتى يفترقان. (اصول کافی ، جلد 2 ، صفحه 179 )

2- عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام)  قَالَ : أَوْشَكُ دَعْوَةٍ وَ أَسْرَعُ إِجَابَةٍ دُعَاءُ الْمَرْءِ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ ( اصول كافي ، جلد2 ، صفحه 507،  باب الدعاء للإخوان بظهر الغيب ) 

3- و قال الباقر (علیه السلام) : إن المؤمن أخ المؤمن لا يشتمه و لا يحرمه و لا يسي‏ء به الظن ( تحف‏العقول   ، صفحه  296 ) 

4- عن أبي جعفر محمد بن علي (علیه السلام) إنه قال : صانع المنافق بلسانك و أخلص ودك للمؤمن و إن جالسك يهودي فأحسن مجالسته   ( الأمالي‏للمفيد  صفحه 185) 

5- قالَ الْباقِرُ (علیه السلام): اَشَدُّ الْاَعْمالِ ثَلاثَةٌ: ذِكْرُ اللَّهِ عَلى‏ كُلِّ حالٍ وَاِنْصافُكَ مِنْ نَفْسِكَ وَمُواساةُ الْاَخِ في الْمالِ (کشف الغمة ، جلد 2 ، صفحه 133)

 

 


 

نوشته شده توسط حکیمی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 10:17 موضوع | لینک ثابت


بنام خداوند شایسته ستایش

 

الهی ای داننده هر چيز و سازنده هر کار و دارنده هر کس ، نه کس را با تو انبازی و نه کس را از تو بی نيازی ، کار به حکمت می اندازی و به لطف ميسازی ، نه بيداد است و نه بازی .

 

بار خدايا بنده را نه چون و چرا در کار تو دانشی و نه کس را بر تو فرمايشی ، سزا ها همه تو ساختی و نوا ها همه تو ساختی ، نه از کس بتو و نه از تو به کس ، همه از تو بتو ، همه توئی و بس ، خلايق فانی و حق يکتا به خود باقی است.

 

نام تو شنيد بنده دل داد بتو چون ديد رخ تو دل داد بتو

 

الهی به عنايت هدايت دادی و به معونتها بذر خدمت رويانيدی و به پيغام آب پذيرش دادی ، به نظر خويش ميوه محبت وارسانيدی اکنون سزد که سموم مکر از آن باز داری و بنائی که خود ساخته ای به گناه ما خراب نکنی .

 

خدايا تو ضعيفان را پناهی ، قاصدان را بر سر راهی و وجدان را گواهی ، چه باشد که افزائی و نکاهی.

 

روضه روح من رضای تو باد قبله گاهم در سرای تو باد

 

سرمه ديده جهان بينم تا بود گرد خاک پای تو باد

 

گر همه رای تو فنای من است

 

کار من بر مراد رای تو باد

 

شد دلم ذره وار در هوست دلم اين ذره در هوای تو باد

 

الهی تو آنی که از احاطت اوهام بيرونی و از ادراک عقول مصئونی ، نه مدرک عيونی ، کار ساز هر مفتونی و شاد ساز هر محزونی در حکم بی چرا و در ذات بی چند و در صفات بی چونی .

 

تو لاله سرخ و لولو مکنونی من مجنونم تو ليلی مجنونی

 

تو مشتريان با بضاعت داری با مشتريان بی بضاعت چونی

 

الهی نصيب اين بيچاره از اين کار همه درد است ، مبارک باد که مرا اينهمه درد در خور است ، بيچاره آن کس که از اين درد فرد است حقا که هر کس بدين دردننازد نا جوانمرد است .

 

من گريه به خنده در همی پيوندم

 

پنهان گريم به آشکارا خندم

 

ايدوست گمان مبر که من خرسندم

 

آگاه نه ای که چون نيازمندم

 

 

"برگرفته از مناجات نامه مرشد والا مقام خواجه عبدالله انصاری


 

نوشته شده توسط حکیمی در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 22:0 موضوع | لینک ثابت


امیدوارم همیشه بهاری باشید


 

نوشته شده توسط حکیمی در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 21:51 موضوع | لینک ثابت


در چشمه سار تسنیم(1)

بسم الله الرحمن الرحیم

امام علی (ع)در توصیف قرآن می فرماید:جعله الله لعطش العلماء،وربیعاً لقوب الفقهاء،ومحاج یطرق الصلحاء؛خداءقرآن رافرو نشاننده عطش علمی دانشمندان وباران بهاری برای قلب فقیهان وراه گسترده ووسیع برای صالحان قرار داده است.

 رابطه قرآن وسنت پیامبر اعظم (ص)

قرآن مجید در دامان عصمت بالید ودرسایه سار وحی پرورید،میان قرآن وسنت چنان همراهی وهم سخنی است که به دامان هریک ازآن دودست زدن ‘سر نهادن بر دامان دیگری است وانکار یکی، کفر دیگری،حدیث موسوم به ثقلین بهترین  بیان وحجت،بر این همتایی است وبلکه یکتایی است،در این سخن ژرف ‘ پیامبر اعظم(ص)چنان پیوندی میان قرآن وخاندان عصمت وطهارت ترسیم می فرمایند که گسستی درآن تصور نمی رود:انی تارک فیکم الثقلین،کتب الله وعترتی اهل بیتی،فانهما لن یفتر قا حتی یردا علی الحوض.2

اگرچه این دو گنج گرانبها جدایی بر نمی تابند ودر کنار هم عامل هدایت اند،اما مصدریت ومحوریت از آن قرآن است.

پیامبر(ص)وامامان معصوم(ع)میزان سنجش گفتارخویش را قرآن قلمداد کرده وانتساب آنچه را با قرآن نسازد از خود سلب کردند:خطب النبی(ص)بمنی:یا ایها الناس ماجاءکم عنی یوافق کتاب الله فانا قلته وما جاءکم یخالف کتاب الله فلم اقله.3

عن ابی عبدالله (ع)قال: ما لم یوافق من الحدیث القرآن فهو زخرف.4

با این همه،تاریخ قرآن وحدیث وگذشته آن،درد آور است.در برهه ای از تاریخ،نظریه «حسبنا کتاب الله» غلبه یافت وعترت وسنت کنار نهاده شدند؛کتابت حدیث ممنوع واز خلافت عترت (ع) جلوگیری به عمل آمد،واین ضایعه جبران ناپذیر بر جامعه اسلامی بود.

از سوی دیگر برخی ،تنها حدیث رابر گرفته وبه مهجوریت قرآن دامن زدندوتا آنجاپیش رفتند که ظهور قرآن را بدون حدیث حجت ندانسته 5وکناره گیری از قرآن وروی آوردن به حدیث را عاقبت به خیری تلقی کردند 6وتخصص در علوم اسلامی به ویژه فقه بدون فراگیری آیه ای از قرآن میسور گشت.7 شکل گیری نحله ای با عنوان اخبار گری حکایت ازاین دارد.

علامه طبا طبایی در تفسیر گرانسنگ المیزان پس از نگاهی درد آلود به این گذشته غم انگیز می گوید: اهل سنت کتاب را گرفته وعترت را رها ساختند ودر نتیجه قرآن هم کنار نهاده شد،زیرا پیامبر(ص)فرمود:قرآن وعترت جدایی ندارند،شیعیان عترت را گرفته وقرآن را رها کردند واین به ترک عترت انجامید،زیرا رسول خدا(ص) فرمود:آن دو از یکدیگر جدا نمی شوند،از این رو امت اسلام،قرآن و عترت و کتاب وسنت را رها سا ختند.8

امام خمینی(ه) نیز رنج مهجوریت قرآن را چنین بیان کرده است:...تا آنجا که قرآن کریم برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمان ها بلکه عایله بشری،از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی (ص)تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند،برساند واین ولیده علم الاسماء را از شر شیاطین و طاغوت ها رها سازند و جهان را به قسط و عدل رساند وحکومکت را به دست اولیاء الله معصومین(ع)بسپارد تاآنان به هرکه صلاح بشریت است بسپارند، چنان ازصحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد.9

اینک که به اجمال از پیشنه ی غم آلود قرآن وسنت سخن رفت وبه همراهی حدیث و قرآن تأکید شد،این پرسش رخ می نمایدکه حدیث در کنار قرآن چه نقشی دارد؟ چرا که از یک سو قرآن خود را نور معرفی کرده ودر پرتوی افشانی به غیر نیازمند نیست.10

واز سوی دیگر تبیان است 11واز روشن گری جزخود بی نیاز،واز سوی دیگر جامع است؛لا رطب ولا یابس الا فی کتاب مبین 12،پس قرآن نه امری را فرو گذار کرده که به حدیث نیاز باشد ونه در بیانش اجمال وابهام است که روشن گری بطلبد.

علامه طباطبایی در مقدمه تفسیر المیزان بر بی نیازی قرآن از غیرخود تأکید ورزیده 13 ودر کتاب «قرآن در اسلام» با این پرسش به طور جدی مواجه شده واینگونه پاسخ فرموده است:آنچه گفته شد،منافات ندارد،با اینکه پیغمبر(ص)وائمه اهل البیت(ع) عهده داربیان جزئیات قوانین وتفاضیل احکام شریعت که از ظواهر قرآن مجید بدست می آید، بو ده اند.وهم چنین سمت معلمی معارف کتاب راداشته اند ،چنان که از آیات ذیل در می آید:

وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم 14

وما آتاکم ارسول فخذوه ومانهاکم عنه فا نتهو.15

وما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله.16

وهوالذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلو علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة.17

به موجب این آیات،پیغمبر اکرم(ص)مبین جزئیات و تفاصیل شریعت ومعلم الهی قرآن مجید می باشد وبه موجب حدیث ثقلین،پیغمبر(ص)ائمه اهل البیت را در سمت های نام برده جانشینان خود قرار داده است واین مطلب منافات ندارد با اینکه دیگران نیز با اعمال سلیقه ای که از معلمین حقیقی یاد گرفته اند مراد  قرآن مجید را از ظواهر آیاتش بفهمند.18

علامه در ادامه چنین نتیجه گیری می نمایدکه:نتیجه این دو مقدمه این است که در قرآن مجید برخی از آیات با برخی دیگر تفسیر می شود وموقعیت پیغمبر اکرم(ص)واهل بیت او در برابر قرآن،موقعیت معلمین معصومی می باشد که درتعلیم خود هر گز خطا نکنند و قهراً تفسیری که آنان کنند با تفسیری که واقعاً از انضمام به همدیگر به دست می آید مخالف نخواهد بود.19

بنا بر این، وحی مهمترین و ارزنده ترین گوهر آسمانی است بر دامن زمینیان و آنگاه که این عروس قدسی به زیور سنت آراسته گردد،دلربا ترین جلوه حق خواهد بود،قرآن را باید آنگونه خواند و فهمید ودریافت که معصومین(ع)می خواندند و می فهمیدند ودر می یافتند.

 قرآن بخوان

آنگاه که درون خویش را از خود تهی یافتی و بیرون را خالی از خدا...قرآن بخوان

آنگاه که غرور وجودت راگرفت وتفاخر شعورت را،ذلت خویش را عزت ونخوت خویش را همت یافتی...قرآن بخوان

آنگاه که گذشته را حسرت و حال را عسرت و آینده را حیرت احساس کردی،شب قدر را به یاد آور وآنگاه ...قرآن بخوان

آنگاه که در دل سیاه شب ودر اعماق تاریک ظلمت،در جستجوی نور وروشنی،ره پویی ودر آرزوی صبح وسپیدی،افق را به امید نظاره فلق می نگری تا شاید طلوع فجر را در نیمه شب تما شا کنی...قرآن بخوان

 اعجاز عددی قرآن

1-کلمه دنیا وآخرت

لفظ دنیا در قرآن 115 بار به کار رفته و کلمه آخرت نیز عیناً 115 بار در قرآن آمده است.

2-واژه یوم

واژه یوم(روز) با سایر موارد 365 بار در قرآن آمده که درست به تعداد روزهای سال(شمسی) است و نیز واژه یوم به صورت جمع یعنی«ایام» ومثنی«دو روز» وایاماً، جمعاً 30 بار که به اندازه روزهای ماه می باشد در قرآن آمده است.

3-واژه حیات مرگ

کلمه حیات و مشتقاتش درآنجا که ویژه انسان است به شمار می رود 145 بار در قرآن آمده است ودرست به همین اندازه واژه مرگ ومشتقاتش در قرآن به کار رفته است.20

 سلوک قرآنی

1-جهاد اکبر

بند هایی که انسان را اسیر می کند،همیشه بیرونی نیست، همانگونه که دشمنان خطرناک هم ، همیشه برون مرزی نیستند، قرآن کریم«نفس اماره» را دشمنی می شناسد که هم باید دشمنش دانست و هم باید خود را از خطراتش حفظ کرد وباید به دفع تهاجماتش پرداخت،آن هم بدترین وسخت ترین دشمن:ان النفس لامارة بالسوء 21،نفس آدمی حریص وطماع است ورستگار کسی است که حریف آزمندی خویشتن شود:ومن یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون.22

آنچه انسان را آزاد می سازد، رهایی از دام حرص وکمند دست و پا گیر آز و حسد است وعبادت تمرینی برای تسلط بر خویشتن ومهار نفسانیات است،تقوا نیز نیرو مند ترین اهرم کنترل نفس اماره است وانسان را از سقوط در دامن تباهی وآلودگی ها نگه می دارد.

قرآن مجید ،با یادآوری وضعیت انسان نسبت به خدا و جایگاه پرودگار در عالم،به مقابله با تمنیات و شهوات«نفس» فرا می خواند:واما من خاف مقام ربه ونهی النفس عن الهوی فان الجنة هی المأ وی؛کسی که از مقام پروردگارش بیم داشته باشد و نفس خود رااز هوی باز دارد،مأوایش بهشت خواهد بود.23

مهار سر کشی های نفس که با تقوا میسر است در توصیه های دینی با عنوان«جهاد اکبر»مطرح شده است.وبدون شک رسیدن به قلمرو حیات طیبه در سایه ی گذر ازاین سیم خادار است.

2-همنشینی با نیکان

آینه ی روح انسان از دیگران صورت وسیرت می پذیرد،زندگی هم ،مجموعه ای از رابطه ها،آشنایی ها ورفاقت ها است،از این رو نیاز به همراه وجود دارد،نقش همراه و همنشین نیز در انسان،رفتار و کردار او روشن است،قرآن از حسرت انسان هایی یاد می کند که راه خود را از پیامبران جدا کردند ودوستی با رسول خدا را کنار گذاشتند وبا بدان رفاقت کردند:یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلاً یا لیتنی لم اتخذ فلاناًخلیلاً 22،زمینه ی این حسرت اخروی،در دوست گزینی های نسنجیده ی همین دنیا فراهم می شود،توصیه ی قرآن کریم،این است که باصادقان باشید:کونو مع الصادقین 23،والگوی شایسته را پیامبر اکرم(ص)وحضرت ابراهیم معرفی می کند.24

قرآن کریم می فرماید:مؤمنان راستین،هرگز بادشمنان خداورسول،طرح دوستی نمی ریزند وبا آنان همدم وهمراه نمی شوند.25

آرزوی اهل ایمان،دعای متعالی و خواسته ی قلبی آنان ،آن است که با «ابرار» باشند چه در دنیا وچه در آخرت،حتی دعا می کنند که با نیکان بمیرند ومحشور شوند:توفنا مع الابرار26،تربیت قرآنی بر مبنای اسوه گیری از بهترین انسانها ست،وقتی تا این حد،سعادت و شقاوت افراد،بستگی به معاشران و همراهان وهمنشینان دارد،پس انتخاب دوست،شریک،هم درس،معلم،هم اتاق وهمسفر بسیار مهم است.

 معما های قرآنی

1-سوره ای که حرف «فا»در آن بکار نرفته است؟

ج- سوره مبارکه حمد.

2-سوره ای در قرآن که در تمام آیاتش لفظ جلاله «الله» تکرار شده است؟

ج- سوره مبارکه مجادله.

3-سوره ای در قرآن،همتای قرآن عظیم قرار گرفته است؟

ج- سوره مبارکه حمد.27

 اخبار قرآنی

1-احداث بزرگترین مؤسسه قرآنی در عربستان

ملک عبدالله بن عبدالعزیز،خادم حرمین شریفین،از تخصیص زمینی به مساحت27663متر مربع جهت احداث بزرگترین مؤسسه حفظ قرآن کریم در عربستان خبر داد.

به گزارش خبر گزاری قرآنی ایران(ایکنا)به نقل از شبکه«المعلومات العربیه»احمد بن موسی السهیلی رئیس بزگترین مؤسسه خیریه حفظ قرآن کریم ضمن اعلام این خبر گفت:این مؤسسه با همکاری چند وزراتخانه احداث خواهد شد.وی در ادامه افزود،ویژگی مهم این مؤسسه احداث بخشی جهت حفظ وتدریس قرآن بانوان است.

گفتنی است،بودجه هزینه احداث این مرکز16 میلیون ریال سعودی تخمین زده شده است.28

2-اشعار مولانا بر مبنای علوم قرآنی وداده های آسمانی سروده شده است.

مولانا پرورش یافته ی مکتب قرآنی ومفاهیم آسمانی است؛چراکه این مفاهیم در ادبیات اشعار مولانا به اوج شکوفایی رسیده است.

حبیب الله نبوی نویسنده وپژوهشگرادبی در گفتگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) اشعار مولانارا ترجمه محتوای آیات قرآن دانست وبا بیان این مطلب گفت:مولانا در اشعار خود با مخاطب ارتباطی وجدانی ودرونی برقرار می کند وزمینه را برای تقریر آیات قرآن در جای جای اشعار خود به گونه ای فراهم می کند که مفهوم وتفسیر آیات به زیبایی بیان می شود.وی با اشاره به توجه دنیای غرب به مفاهیم موجود در اشعار مولانا تصریح کرد:بشریت مدت ها غرق شگفتی های صنعتی وتکنولوژی شده بود،اما اکنون دنای غرب از شگفتی های زود گذر تکنولوژی عبور کرده است ودر جستجوی منشأ شگفتی های پایدار وارزمند است.این پژوهشگر با اشاره به این بیت مولانا

از درون خویشتن جو چشمه را                تا رهی از منت هر ناسزا

تأکید کرد:مغرب زمینیان شگفتی های مقطعی بسیار پر حجم راتجربه کرده اند،اما روح آنها ارضاء نشده است؛بنابراین به مفاهیم معنوی که از درون جان انسان سر چشمه می گیرد،روی آورده اند.

این پژوهشگر در پایان تصریح کرد:مولانا انسان را به کشف هویت راستین وخویشتن خویش دعوت می کند وبه انسان نه به عنوان فعلیتی متکثر در بساط عالم بلکه به چشم هویتی واحد که باید کشف شود می نگرد؛چرا که انسان در صورت،معنی نمی دهد وتنها در مواجهه با عشق و رسیدن به وحدت است که هویت راستین تحقق پیدا می کند.29

 

فهرست مطالب

1-دشتی،محمد،ترجمه نهج البلاغه،مؤسسه انتشارات مشهور،قم،دوم،1379شمسی،خطبه 198

2-مجلسی،محمد باقر،بحارالانوار،دار احیاء التراث العربی،بیروت،1403 قمری،ج23،ص133

3-الحرالعاملی،محمد بن حسن، وسايل الشيعه ‘المکتبة الاسلامیة،تهران،1401قمری،ج18،ص79،ح15

4-همان،ص78،ح12

5-طباطبایی،سید محمد حسین،المیزان فی تفسیر القرآن،جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،ج5،ص298

6-بحار الانوارج5 ص3

7-المیزان فی تفسیر القرآن ج5 ص9

8-همان ص298

9-امام خمینی،صحیفه نور،مؤسسه تنظیم ونشرآثار ،تهران،1375 شمسی،ج21،ص170

10-سوره نساء،آیه 174

11-سوره نحل،آیه 89

12-سوره انعام،آیه59

13-المیزان فی تفسیر القرآن،ج1،ص6

14-سوره نحل،آیه44

15-سوره حشر،آیه7

16-سوره نساء،آیه64

17-سوره جمعه،آیه2

18-طباطبایی،محمد حسین،قرآن در اسلام،تهران‘ىارالكتب الاسلاميه ‘1353ش ‘ص25-26

19-همان ص60

20- صدری مازندرانی،حسن، پانصدمعما ونکته قرآنی،میراث ماندگار،قم،ششم،1385شمسی،ص95-96

21-سوره یوسف،آیه53

22-سوره حشر،آیه9

23-سوره نازعات،آیه40

24-سوره فرقان،آیه های 27-28

25-سوره توبه،آیه 119

26-سوره ممتحنه،آیه3 و سوره احزاب آیه21

27-سوره مجادله،آیه 22

28-سوره آل عمران،آیه 193

29-پانصد معما ونکته قرآنی ص17

30-سایت اخبار قرآنی ایران(ایکنا)WWW-iKn.ir

31-همان


 

نوشته شده توسط حکیمی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 19:13 موضوع | لینک ثابت